تبليغاتX
کوه،این مقدس جای انسان پرور! - یک عکس - یک خاطره

کوه،این مقدس جای انسان پرور!

مسیر جادویی

زمستان ۸۶ پس از ۵ روز برنامه در شرایط بسیار دشوار(پیمایش خط الراس قله آلاشگاه به قله کروچ) با دردائیل علیپور در حال پایین آمدن از دره مخوف سیبان دره بودیم ! قبل از اینکه به نقطه ای که در عکس میبینید برسیم شرایط بسیار سختی را پش سر گذاشته بودیم.خستگی.گرسنگی.سرما.خیس شدن در آب رودخانه.استرس بهمن و اینکه نمیدانیم چه اتفاقی قرار است برایمان بیفتد و اینکه آیا مسیر را درست آمده ایم یا نه...

2

شب سختی را روی خط الراس و در کنار نقاب برفی و در سرمای زیاد پشت سر گذاشته بودیم...تصمیم گرفتیم از دره سیبان دره فرود بریم...خستگی و گرسنگی و سرما تمام وجودم را در بر گرفته بود...گترها رو کنده بودم و فقط میرفتم...علیپور هم در اثر افتادن در آب رودخانه خیس شده بود... در نقشه هیچ اثری از رودخانه نبود ولی اینجا یک رودخانه بزرگ قرار داشت!..دچار شک شده بودیم...هزار تا آیا جلوم رژه میرفتند!...ولی میرفتیم و فقط میرفتیم...تراورسهای خطرناک . عبور از دهلیزهای بهمن گیر و به نظر میرسید این تنها راه است...از یک پل برفی در حال عبور کردن بودم که ناگهان پل شکست و منم تا کمر رفتم تو آب و خیس شدم...ولی ادامه دادیم..برف کوبی بسیار سنگین بود...پاهام یخ زده بودن و سرم گیج میرفت...ولی میرفتیم...به یک نقطه بهمن گیر رسیدیم که بنا شد به سرعت از اون عبور کنیم...تقریبا تو برف شنا میکردیم و میرفتیم...افتضاح بود...وسطای مسیر بهمن گیر بودیم که من نگاهم به بالا افتاد و این نور عجیب رو دیدم...یک فکر از ذهنم عبور کرد و اون این بود که احتمالا این نور جناب عزرائیل که اومده کارو تموم کنه و مارو با خودش به سرای باقی ببره!!!...اونو به دردائیل علیپور نشون دادم اون هم سریع این عکس رو گرفت.البته اون نمیدونست تو ذهن من چی میگذره!...چند قدم که جلوتر رفتم فهمیدم این نور خورشید از پشت یک درخت یخ زده هست که اینجوری معنوی شده!!! حالا هر وقت که این عکس رو نگاه میکنم فقط میخندم به خودم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 16:5  توسط مهدی سیدی  |