
ایشون علی آقا هستند که با پیشه جوپانی در منطقه کوهستانی جوپار در فصل تابستان به صورت انحصاری فعالیت میکند.از خصوصیات علی آقا اینه که با وجود داشتن سن 64 سال همچون جوانی سر حال و سر زنده فعالیت مبکند و بسیار هم کم خوراک است . در کنار علی آقا پسر نوجوانش مهدی است که به او در ساماندهی امور کمک میکند

اینجا هم محل زندگی موقت علی در هنگام حضور در کوه جوپار است که از آن به عنوان منزلو یاد میکند.اون فرغونها رو هم که به صورت حصار در جلوی منزلوی خود قرار داده برای جلوگیری از ورود الاغشون هست که وقتی نیستند هوس خوردن غذای علی و پسرش را میکند!

ایشون همسایه بغلی علی آقا هستند که به نظر میرسه چندان از حضور ما راضی نیستند!

صبح که از خواب بلند شدم این صحنه نظرمو جلب کرد!

محمد صادقی در حال کوهپیمایی در شیب منتهی به گرده

نمایی از قله کیل جلال(سومین و آخرین قله 4000 متری جوپار)

ابتدای مسیر گرده

این پازن هم در کمال آرامش مشغول بررسی ما بود چون میدونست کاری از ما ساخته نیست!

محمد در حال عبور از تیغه گرده! اون صخره ای رو هم که پشت سر محمد قرار داره ما با الهام گرفتن از سنگ سماور گرده المانها اسمش رو سنگ سماور گذاشتیم البته سنگ سماور گرده آلمانها شرایط نامتعادلتری نسبت به این صخره داره!


اولین کراکز مسیر

محمد در حال صعود از یک شکاف زیبا !


تقریبا میشه گفت که دلهره آورترین قسمت مسیر مربوط به یک تراورس زیگ زاگ هست که در تصویر بالا میبیید.درست در روبروی ما قله سه شاخ کوچک قرار دارد

در حدود 4 متر صعود عمودی و بحرانی بعد از تراورس اول !

و اینهم تراورس دوم بعد از صعود اون 4 متر که من اسمشو گذاشتم تراورس مرگ،در صورت سقوط 100 متر پایینتر روی یخچال کیش میشه یه کم برف و یخ کار کرد!

محمد در حال صعود دیواره منتهی به قله

و این هم ستیغ قله سه شاخ کوچک، در سمت راست عکس قله برج قرار دارد

این هم یادگاری ما بر فراز سر سخت ترین قله کوهستان جوپار

قله سه شاخ کوچک در سمت چپ عکس،قله سه شاخ بزرگ در مرکز عکس و قله کیش در سمت راست عکس قرار دارند

بعد از صعود قله سه شاخ کوچک راهی قله بلوچی شدیم.نمایی از قله بلوچی به ارتفاع 4100 متر

و این هم گروه کوچک ما بر فراز قله بلوچی

