نیمه شعبان 5 سال پیش بود که برای کوهنوردی راهی ارتفاعات مسجد صاحب الزمان کرمان شدم،اون وقتها هنوز آشنایی جدی با  کوهنوردی نداشتم ولی بسیار به این ورزش علاقه مند بودم،داشتم زیر دیواره هاقدم میزدم که ناگهان در کنار آبشار یک مسیر جالب نظر منو به خودش جلب کرد،فقط به بالا رفتن فکر میکردم،اطراف و یه بررسی کردم و شروع کردم به بالا رفتن،کفشهای مناسبی نداشتم و هر لحظه امکان سر خوردن وجود داشت،ولی دست بردار نبودم،همچنان به مسیر ادامه میدادم،یکی دو نفر اومدن و بهم گفتن که از ادامه مسیر صرف نظرکنم ولی من گوشم به این حرفها بدهکار نبود،حدود 13 متر که بالا رفتم توی یک سوراخ کوچولو تصمیم به استراحت گرفتم،چند تا دونه خرما با یه مقدار آب خوردم و دوباره حرکت کردم به طرف بالا،یک متر از سوراخ دور شده بودم که متوجه شیب منفی مسیر شدم،هیچ راهی برای ادامه مسیر از اونجا نبود و تنها راه این بود که برگردم به پایین،وقت اومدن به طرف پایین بدلیل مناسب نبودن کفشها متوجه شدم امکان پایین رفتن هم وجود نداره،بنابر این رفتم توی سوراخ نشستم و هر چی بررسی کردم دیدم رفتن به طرف پایین یک ریسک واقعیه،بعد از مدتی افرادی که اونجا بودن متوجه قضیه شدن و با آتش نشانی تماس گرفتند،متاسفانه مامورهای آتش نشانی هم نتونستن کاری بکنن،کلی آدم پایین جمع شده بود،پس از مدتی که هیچ کس نتونست به من کمک کنه یه نفر با آقای محمد جعفری از سنگنوردان طراز اول کشور و آسیا تماس گرفت،محمد اومد و با پوشیدن کفش سنگ و برداشتن ابزارهای مورد نیاز به طرف بالا حرکت کرد،خیلی راحت صعود کرد و بعد با زدن کارگاه دو تایی فرود اومدیم،دوباره محمد صعود کرد و ابزارها رو جمع و به پایین برگشت،دقیقا بعد از اتمام عملیات نجات من جلوتر و در همان موقع یک نفر دردیواره دیگری سقوط کرد و کشته شد،آمبولانس و ماشین آتش نشانی که برای نجات من اومده بودند برای انتقال جنازه اون فرد آژیر کشان حرکت کردند و من به فکر فرو رفتم!

الان با اینکه مدت زیادی هست کوه میرم و سنگنوردی میکنم اما جرات نمیکنم بدون حمایت از اون مسیر بالا برم!

divare