حبیب فرج و زاغهای بیسیمچی!
امروز جمعه شش آبان ساعت شش و ده دقیقه به اتفاق چند تن از دوستان به سمت کوه جوپار حرکت کردیم.
هوا بسیار دلپذیر بود و از آنچه که باید گرمتر ! هیچ بادی نمیوزید.
مسیر مان به سمت دهانه صفه کفتری ادامه پیدا کرد و در ابتدای مسیر دو تن از دوستانمان که شب قبل را در آغوش کوهستان سپری کرده بودند به ما پیوستند.
حضور در کوهستان و در کنار همنوردان باصفا همیشه شادی بخش و منبع دریافت حس و انرژیهای خوب بوده.
بعد از حدود نیم ساعت کوهپیمایی به محلی به نام صفه کفتری رسیدیم که محل خوبی برای شب مانی و دور همیهای دوستانه در آغوش کوهستان است.
بعد از صرف چای و خوردنی مختصری که دوتن از دوستان زحمتش را کشیدند با انها خداحافظی کردیم و راهی محلی به اسم چشمه میون کوه شدیم.
مسیر با دست به سنگ خوبی شروع و ادامه پیدا کرد،جوپار پر از این مسیرهای اینچنینی است.
وارد مسیر که شدیم انگار جوپار پنجه در پنجه ات می اندازد و قصد رقصیدن با تو را دارد،شکوهی در میانه میدان،هر چه بیشتر دل به دلش بدهی لذتش بیشتر میشود !









شما بر هیچ کوهی پیروز نمیشوید بلکه چند لحظه بر فراز آن می ایستید و سپس برف به کمک باد جای پاهای شما را پر میکند " آرلن بلام"