کامک(کلاش ویا)،جهنم سرد!
۸۴/۹/۳۰-عصر با قطار از ایستگاه گرگر در ساعت 3:30 به طرف تهران حرکت میکنم.امشب شب چله است و من برای صعود به قله کامک در منطقه البرز غربی از ارتفاعات و خط الراس ناز و کهار به کرج میروم،در مسیر بارش برف شروع میشود
۸۴/۱۰/۱-در اولین روز از فصل زمستان در ایستگاه کرج پیاده میشوم،با یک سواری به میدان امام و ایستگاه مینی بوسهای بخش آسارا می روم و با تهیه وسایل و خورد و خوراکی سوار مینی بوس می شوم.کرایه تا آسارا 600 تومان و فاصله 50 کیلومتر میباشد.در سه راهی تکیه سپهسالار منتظر ماشین میشوم و با یک سواری خودم را به روستا میرسانم.بلافاصله با ورود به روستا در امتداد دره و رودخانه حرکت میکنم.هوا سرد میباشد و بعد از مدتی متوجه میشوم که مسیر را اشتباه رفته ام.امروز نتوانستم به جایی برسم و در هوای مه آلود به روستا بر میگردم. در روستا اهالی در این هوای بد صعودم را غیر ممکن میدانند،اما من مصمم هستم که برنامه را اجرا کنم و شب را در روستا میمانم.
۸۴/۱۰/۲-جمعه صبح در هوای سرد و نامساعد که احتمال ریزش برف نیز وجود داشت از مسیر رودخانه ادامه مسیر داده و به سه راهی میرسم.از سینه کش تندی بالا رفته و در راه مالرو که با برف پوشیده شده بود ادامه مسیر میدهم.با تراورس مسیر در امتداد دره به تابلو پناهگاه کاکمک رسیدم، با پیچ و خمهای فراوان از لابه لای درختان حرکت میکنم پس از این به مسیر صخره نوردی رسیدم و با توجه به میله هایی که از قبل نصب شده بود صعود راحتتر انجام میشد.با عبور از مسیر صخره ها با کمی کوهپیمایی به پناهگاه کامک رسیدم که هیچگونه در و امکاناتی نداشت و درزیر سنگ بزرگی قرار داشت،کمی استراحت میکنم در همین حین نیز بارش برف شروع شدنگاهی به نقشه و قطب نما انداختم و به طرف گردنه که سمت شرق بود حرکت کردم و پس از رسیدن به یال مسیر را با برفکوبی سنگین ادامه دادم .مسیر کاملا مه آلود و همراه با کولاک برف بود،دیگر دید کافی ندارم و عینک کولاک بر چشمانم میزنم.اینجا تبدیل به چهنم شده است،جهنمی از برف و کولاک و باد که با سرعت زیاد در حال وزیدن است سر ما را استخوان سوز کرده است. در این معرکه مسیر را عوضی میروم.همه جا یکسان است،همه جا برف است،همه جا سنگ است،همه جا یخ است و همه جا مه آلود است! به احساس خود اعتماد میکنم و پس از مدتی مسیر اصلی را پیدا میکنم.با هزار زحمت به قله که سنگچین دارد میرسم،بلافاصاله با برداشتن چند عکس مسیر رفته را باز میگردم.برف جای پاها را پر کرده است،دید کافی ندارم،کولاک و بارش شدید برف عینک طوفان را هم از پای در آورده،عینک را در می آورم،دید تمام شد،جای پا نیست،دره ها تقسیم شدند،گویی کامک تصمیم دارد مرا به کام خود فرو ببرد! هزاران اما و اگر ذهن مرا به خود مشغول کرده بودند! میدانستم اگر کوچکترین اشتباهی بکنم به قیمت جانم تمام خواهد شد،کمی پشت به کولاک استراحت میکنم،باد سرد امانم را بریده است،ناگهان با کنا ر رفتن مه غلیظ در عرض چند ثانیه مسیر را شکار میکنم،درست است،مسیر همان است که در حال فرود از آن هستم.در پناهگاه بی پناه! شب را بدون وسایل شب مانی به صبح میرسانم
۸۴/۱۰/۳-در هوایی برفی و مه الود از صخره ها با هزار زحمت فرود می آیم و با تراورس مسیر به دره سرازیر میشوم که با ادامه مسیر به تکیه سپهسالار میرسم.
موضوعات مرتبط:
خط الراس کلی از کندوان به منطقه تخت سلیمان تا شاه رشید به تنکابن(انفرادی)






شما بر هیچ کوهی پیروز نمیشوید بلکه چند لحظه بر فراز آن می ایستید و سپس برف به کمک باد جای پاهای شما را پر میکند " آرلن بلام"