گزارش صعود انفرادی به قله سه شاخ جوپار(کرمان)(۴۱۳۵ متر-زمستان 86)

پس از بازگشت از برنامه البرز غربی تصمیم داشتم برنامه صعود زمستانه به قله سه شاخ رو انجام بدم ولی بدلیل برخی مسائل این برنامه دائم به تعویق می افتاد(به قول یکی از دوستان جوپار باید بطلبه تا بری!) تا اینکه بالاخره بعد از چندین بار تصمیم گرفتم هر طور شده برنامه رو در تاریخ 24/12/86 انجام بدم،پس از برنامه ریزیهای لازم و تهیه وسایل مورد نیاز با یکی از دوستان بنام آقای علی بهرام نژاد جهت همراهی و انجام عملیات پشتیبانی در حین صعود تماس گرفتم وموضوع را مطرح کردم، ایشان هم این پیشنهاد را قبول کردند.در تاریخ 23/11/86 یعنی در روز پنجشنبه بوسیله یک دستگاه خودروی سواری راهی منطقه شدیم و بعد از پیمودن مسافتی در حدود 26 کیلومتر(9 کیلومتر جاده خاکی ولی تمیز!) در محلی بنام دهنه قناتغستان و در انتهای جاده خاکی پیاده شدیم و پس از خداحافظی با راننده ،با یاد خدا برنامه را آغاز کردیم.در طی مسیر دائم به برنامه صعود زمستانه سال قبل به قله سه شاخ فکر میکردم و خاطرات شیرین آن زمانها را در ذهنم مرور میکردم!گاه گاهی دیواره های اطراف مسیر را هم بررسی میکردیم و از باز کردن مسیر روی دیواره ها بحث میکردیم!(هنوزدوره تا به این مرحله برسیم) پس از 1:30 ساعت  پیمودن مسیر در کف رودخانه به محلی بنام راهرو رجب رسیدیم که لازم بود برای عبور از آن مسیری در حدود 25 متر را سنگنوردی کنیم.باتومها را جمع کردیم و پس از نوشیدن مقداری آب شروع به سنگنوردی کردیم.در بالای مسیر یک عدد رول کوبیده شده است که برای انجام عملیات حمایت میشود از آن استفاده کرد.شیب ملایم پس از راهرو را طی کردیم و به بالای تپه رسیدیم که از اینجا کوه جوپار عظمت و زیبایی  خود را آنچنان که باید به رخ بیننده میکشد! زیبایی وصف ناشدنی این کوه مقدس گریبانگیر هر کوهنوردی خواهد شد که یکبار این منظره را ببیند! با برداشتن یک عکس بطرف جانپناه حرکت کردیم،پس از 45 دقیقه به محلی بنام خندق خرپران رسیدیم که خود من نیز دلیل این نام را بر این محل نفهمیدم(به این دلیل به خندق مورد اشاره شما خرپران می گویند که: در قدیم از این مکان برای شهر کرمان با الاغ برف می بردند تا در تابستان با آن برای اغنیا بستنی درست کنند و ظاهرا بسیاری از الاغ ها در اثر سنگینی بار و ... پرت می شده اند. البته از بالای این خندق ( در جهت غرب) راه مالرویی وجود دارد و من خود دیده ام که چوپانان گوسفندانشان را از آن بخش رد می کنند...مجید باغینی پور...)پس از گذر از خندق و پیمایش نیم ساعته مسیر به محل جانپناه جوپار رسیدیم که همچون رصد خانه ای! در محلی مشرف به خط الراس جوپار قرار گرفته است.برفها ذوب شده بودند و اثری از سوزهای زمستانه نبود!هوا بسیار عالی بود.پس از گذاشتن کوله ها در جانپناه برای برداشتن آب و تهیه هیزم راهی محلی بنام بیدستان شدیم(رودخانه پایین جانپناه گلی است و برای تهیه آب گوارا باید به بیدستان رفت) در طول مسیر بیدستان نگاهی هم به قسمتی از مسیر صعود فردا انداختم و آنرا بررسی کردم.پس از جمع آوری هیزم و تهیه آب به جانپناه برگشتیم.آتشی در کنار جانپناه برپا کردیم و در کنار آن مشغول نوشیدن مایعات و تماشای ستارگان شدیم.گهگاهی سکوت شیرین جوپار با صدای علی که همراه با بیان خاطراتی از گذشته بود شکسته میشد! بعد از خوردن شام و گوش کردن به چند آهنگ زیبا برای خواب به درون جانپناه رفتیم.باد شروع شده بود و لحظه به لحظه بر شدت آن افزوده میشد.من وسایل صعود را جمع و جور و به اصطلاح کوله حمله به قله را آماده کردم و به درون کیسه خوابها خزیدیم.ساعت در حدود 10:30 شب بود که 4 نفر از بچه های آشنا هم به جمع مان اضافه شدند! پس از گفتگو با آنها متوجه شدم که برای گل گشت و دیدن منطقه بالا آمده اند لازم به ذکر است که جانپناه جوپار در ارتفاع 2900 متر قرار دارد! صبح ساعت 5:30 از خواب بلند شدم و خودم را جهت انجام صعود اماده کردم.به بیرون جانپناه رفتم و هوا را بررسی کردم.باد هنوز میوزید و هوا نیمه ابری بود.پس از پوشیدن کفشها و خداحافظی با بچه ها و با نام خدا برنامه را در ساعت 6:10 آغاز کردم.بدلیل پوشیدن کفشهای سنگین و حرکت بروی مسیر خاکی و سنگی  حرکت به کندی پیش میرفت.ساعت 7 به ابتدای مسیر یخ و برف رسیدم.پس از پوشیدن کرامپونها و تماس با بچه ها در جانپناه از طریق بیسیم به حرکت خودم ادامه دادم.مسیر کاملا یخ زده بود و کوچکترین اشتباهی میتوانست صدمات جبران ناپذیری به من وارد کند.پس از حدود نیم ساعت به ابتدای مسیر معروف به قیف مصیبت رسیدم.از اینجا به بعد شیب مسیر تندتر میشد(در بعضی جاها 65 درجه) و ادامه صعود مستلزم رعایت کلیه موارد ایمنی و دوری از هر گونه عملیات ریسکی بود! چون در صورت لیز خوردن یکسره به جانپناه جوپار میرسیدم و به قول بچه ها منو با کاردک جمع میکردند! پس از نوشیدن مقداری آب و گرفتن عکس ادامه مسیر دادم و پس از یکساعت به  محل دو راهی قله کیش و سه شاخ رسیدم.مقداری آب خوردم و از طریق بیسیم با بچه ها تماس گرفتم و اونها رو در جریان سلامتی خودم گذاشتم و دوباره حرکت کردم.پس از نیم ساعت به بالای قیف مصیبت و محلی بنام سرگردنه رسیدم.شدت باد خیلی زیاد شده بود.از اینجا به بعد تا قله اثری از برف نبود و من کرامپونها رو در آوردم و با بچه ها تماس گرفتم.بیسیم از اینجا به بعد کار نمیکرد.ساعت 9 بود و دوباره حرکت کردم.از شدت باد دلهره داشتم ولی از وزیدن آن احساس آرامش میکردم!حرکت با کفش سنگین و در مسیر صخره ای و برخی جاها شن اسکی خیلی سخت  و خسته کننده بود.در طول مسیر 30 قدم میرفتم و 30 ثانیه استراحت میکردم.بالاخره به محلی بنام شاخ شکسته رسیدم که از آنجا میتوانستم برج صخره ای و قله سه شاخ را ببینم.کوله پشتی ام را که حاوی کیسه خواب(برای مواقع ضروری) و مقداری لباس اضافه و آب بود در همانجا گذاشتم و فقط کلنگ و دوربین را بهمراه بیسیم برداشتم.بین مسیر شاخ شکسته و برج سه شاخ محلی یخ زده وجود داشت که پس از رد شدن از آن قدم بر محدوده قله سه شاخ نهادم.شیب تند زیر قله را پیمودم و پس از کمی صخره نوردی در ساعت 10:45 دقیقه خودم را در آغوش گرم قله رها کردم! پس از گرفتن چند عکس راهی پایین شدم و مسیر قیف مصیبت را هم به صورت نردبانی تا پایین طی کردم و در حدود ساعت 1:30 با استقبال بچه ها وارد جانپناه شدم وبا خوردن ناهار (آبگوشت کله پاچه که زحمت انرا آقای علی خطایی کشیده بودند) به سلامت برنامه را به پایان رساندم.

برای دیدن عکسها در سایز واقعی روی لینک زیر هر عکس کلیک کنید

راهرو رجب

علی بهرام نژاد در حال صعود از راهرو رجب

خندق خر پران

خندق خر پران

شب در جانپناه

شب است و سکوت است و ماه است و...

ابتدای یخ و برف

ابتدای مسیر یخ و برف در راه صعود

نمایی از قیف مصیبت

نمایی از قیف مصیبت

نمایی از قیف و پلوارو جانپناه

نمایی از قیف مصیبت و جانپناه و قله پلوار(جانپناه و قله پلوار با فلش مشخص شده اند)

من و قله سه شاخ

من و قله سه شاخ در زمینه عکس

قله سه شاخ

بر فراز قله سه شاخ

خط الراس جوپار

خط الراس جوپار

بچه ها در جانپناه

بچه ها در جانپناه مشغول تهیه آبگوشت کله پاچه

جانپناه و گرده سه شاخ کوچک

جانپناه و گرده سه شاخ کوچک که با فلش مشخص شده است البته لازم به ذکر است که گرده سه شاخ کوچک و قله سه شاخ کوچک هیچ ربطی به قله سه شاخ بزرگ ندارند و جدا از یکدیگرند ولی در یک خط الراس قرار دارند