بعد از یک خواب خوب ساعت 3:30 دقیقه صبح روز جمعه 31 خرداد بیدار شده و بعد از خوردن چای و صبحانه و جمع کردن چادرها و کوله ها ساعت 5 حرکت کردیم وساعت 5/6 دقیقه به قله ی سنگی و زیبای ونتار رسیدیم. مسیر اصلی همان روی یال اصلی به سمت چپ ادامه داشت تا به زیرشیب تند قله هفت خوان رسیدیم. وبعد از بالا رفتن از آن شیب نسبتاً تند ساعت 30/8 دقیقه قله هفت خوان را صعود کردیم و بعد از خواندن سرود گرفتن عکس بلافاصله به راه افتادیم روز جمعه نیز هوا آفتابی همراه باد روی قسمتهایی از مسیر بود. بعد از پایین آمدن از شیب هفت خوان و افتدن روی یال حرکت ادامه داشت.تا ساعت 9، چون افراد صبح زود صبحانه ی  خوبی نتوانسته بودن بخورند و مسیر کوهپیمایی سنگین بود نیم ساعت برای صرف صبحانه و استراحت ایستادیم . و سپس ساعت 50/9 دقیقه به قله بند زرد رسیدیم .این قله نیز سنگی بود و برای رسیدن به آن مقداری دست به سنگ شدیم.

آفتاب به شدت می تابید و مسیر روی یال همچنان ادامه داشت بعد از نزدیک شدن به قله کلاچ واز یک شیب تند بالا رفته و ساعت 30/10 دقیقه قله کلاچ به ارتفاع 3950 صعود کردیم و همچنان چون باد تندی می وزید سریعاً عکس گرفته و ارتفاع کم کردیم وبه سمت قله کرچان یعنی آخرین قله در مسیر خود به راه افتادیم . حقیقتاً افراد از تمام انرژی و توان نیروی خود برای به اتمام رساندن برنامه استفاده می کردند. 

ساعت 30/11 دقیقه به زیر شیب اصلی و تند کرچان رسیدیم. و چون برای بالا رفتن از آن احتیاج به انرزی و روحیه خوبی داشتیم لذا در زیر شیب برای صرف نهار و استراحت ایستادیم بعد از خوردن نهار و یک نیم چرت روزانه ساعت 30/1 دقیقه با روحیه ای فوق العاده به راه افتادیم. آن مسیر سخت و طولانی را در عرض 5/1 ساعت طی کرده وساعت 3 به قله ی زین کرچان به ارتفاع 960/3 رسیدیم افراد با خواندن سرود ایرن و هورا کشیدن  رسیدن به آخرین قله را به یکدیگر تبریک گفته و بعد از تعویض لباسهای خیس با تمام توانو انرژی به خواندن و رقصیدن روی فله پرداختند با رسیدن گروه ما روی قله یک گروه دیگر نیز به نام همت شمیران قله کرچان را صعود کردند و از دیدن آن همه شادی ونشاط افراد بعد از طی آن همه مسیر سخت تعجب کرده و آنان نیز به وجود امده بودند.

هوای روی قله بسیار لطیف و عا لی بود لذا بعد از یک استراحت نیم ساعته و خدا حا فظی و آرزوی موفقیت برای گروه به سمت روستای حسنکدر به راه افتادیم . ابتدا از یک شیب تند  شن اسکی پایین آمده و به دشتی سر سبزرسیده و بعد  از مقداری مسافت به یک چشمه زیبا که اطراف آنرا گل های زیبایی را پوشانده بود رسیدیم. در آنجا استرحتی کرده و غبار پایین آمدن از شن اسکی را از سرو صورت شستیم ودر مسیر آبی که از چشمه سرازیر بود به راه افتادیم . مسیر برگشت بسیار سبز و زیبا در کنار رودخانه ادامه پیدا کرد. بعد از یک استراحت  نیم ساعته دیگر ساعت 5/7 دقیقه به روستای  حسنکدر و پای مینی بوس رسیدیم. و به سمت کرج حرکت کردیم. در بین راه چون افراد گرسنه بودند در یک رستوران محلی در جاده فرعی بین راه یک شانه تخم مرغ و نان خریده و در کنار یکدیگر با لذت فراوان خوردیم و خداوند به خاطر سلامتی وشادابی که به ما عطا کرده بود شکر گفتیم و ساعت 50/9 به کرج رسیدیم